حزب توده ایران

سیاست‌هایِ کلیِ خانواده، و جایگاهِ زنان در جامعه

در گرماگرم مباحث مربوط به انتخابات مجلس شورا و مجلس خبرگان، برخی اقدام‌های هدفمند به‌ضدِ نقش و جایگاهِ زنان کشورمان از سوی نهادهای مختلف رژیم ولایت‌فقیه صورت گرفت. درحالی‌که مجلس شورای اسلامی در چارچوب سیاست‌های زن‌ستیزِ رژیم، کلیات لایحهٔ کاهشِ ساعت کاری زنان شاغل را تصویب کرد، مجمع تشخیص مصلحت نظام نیز بخشی از سیاست‌های کلیِ خانواده در کشور را بررسی کرد و از تصویب گذراند.

روی‌کردِ جنبش زنان به انتخاباتِ پیشِ‌رویِ مجلس

تجربهٔ سی‌وچندسالهٔ رژیم ولایت‌فقیه، مشخصه‌هایی دارد که سرکوب و محدود کردنِ جنبش‌های اجتماعی از نمونه‌های بارز آن است. رژیم که از نقش جنبش‌های اجتماعی آگاه است و به‌خصوص در مقطع‌زمانی‌ای که این جنبش‌ها بتوانند تشکل‌یافته وارد مرحله عمل شوند، با قدرت تمام از پا گرفتن چنین جنبش‌های مهمی جلوگیری می‌کند. نگاهی به برخوردهای خشنِ حکومت با جنبش کارگری، دانشجویی و زنان این مدعا را ثابت می‌کند.

پیام تشکیلات دمکراتیک زنان ایران به فدراسیون جهانی دمکراتیک زنان

اعضا محترم هیئت رئیسه فدراسیون!
رفقا و دوستان گرامی!
تشکیلات دمکراتیک زنان ایران( تاریخ بنیانگذاری ۱۹۴۲) به عنوان یکی از قدیمی ترین عضو این فدراسیون، تبریکات صمیمانه خود را به مناسبت هفتادمین سال بنیان گذاری فدراسیون جهانی دمکراتیک زنان، و هفتاد سال مبارزه آن برای صلح، برابری و پیشرفت، که بخشی از تاریخ پیکار قهرمانانه زنان جهان در رهایی از بندهای ستم طبقاتی نظام سرمایه داری و برای دست یافتن به برابری اجتماعی، اقتصادی و سیاسی است، به شما تقدیم می دارد. 

جناح‌هایِ حکومتی و دشمنیِ آشتی‌ناپذیرشان با زنان

بحث‌ بر سر قوانین زن ستیزانه در رژیم ولایت‌فقیه، در طول چند هفته گذشته، در شکل و شمایلی نه‌چندان ناآشنا، فضای رسانه‌ای داخل و خارج از کشور را به واکنش وادار کرد. بازماندنِ “نیلوفر زارعی”- کاپیتان تیم فوتسال زنان ایران- از سفر به خارج، به‌دلیلِ اجازه ندادنِ شوهرش به او برای این سفرِ ورزشی- که به ممنوع‌الخروج شدنش منجر گردید- پدیده‌یی نوظهور و جدید در حکومت اسلامی نیست و اولین و یا آخرین موردِ آن‌هم نمی‌تواند باشد. قانون‌هایی تحقیر‌آمیز از این دست که به زخم‌هایی کهنه و دردناک می‌ماند که بیش از سه دهه روح و جسم زنان میهن‌مان را می‌آزارَد ازآن‌روی کراهت دوباره‌ای به‌وجود آورده است که اکنون، در مقطعی حساس از تاریخ میهن‌مان، تحول‌هایی در عرصهٔ سیاسی و اجتماعی جامعه را‌ شاهدیم که نقش مبارزه‌جویانهٔ زنان در آن‌ها در مسیرِ دستیابی به حقوق‌شان، چشمگیر شده است.

جنبشِ زنان، مبارزه‌ای در مسیر خواست‌هایِ مدنی

از موضوع‌های مهم در ارتباط با خواست‌های جنبش زنان در ایران، کانالیزه کردن، تقلیل، و بیان ‌آن‌ها در چارچوب‌های تعیین‌شده از سوی رژیم ولایت‌فقیه، به‌وسیلهٔ مهره‌های مشخص در حاکمیت و یا نزدیک به حاکمیت است.

ضرورتِ مبارزه در راهِ دست یافتن زنان زحمتکش به خواست‌های‌شان

سیاست‌های رژیم ولایت‌فقیه درخصوص حقوق و جایگاه زنان میهن ما در طول سه دههٔ اخیر، به تبعیضِ جنسیتی- طبقاتیِ فاجعه‌بار در جامعه منجر شده است. زنان طبقه‌ها و لایه‌های محروم جامعه بیشترین آسیب‌ها را از چنین سیاست و برنامه‌هایی متحمل شده‌اند. در حقیقت، زنان محروم و زحمتکش در آنِ واحد از اجرای برنامه‌های اقتصادی- اجتماعیِ ضدمردمی و سیاست‌های زن‌ستیزِ فرهنگی- اجتماعی لطمه دیده‌اند و زندگی‌شان به فقر و تیره‌روزی کشانده شده است.

جنبش زنان، پیگیر در مبارزه، مستقل از جناح های حکومتی!

 با اینکه از ابتدای شروع به کار دولت حسن روحانی، وعده های کوچک و بزرگی در رابطه با خواست‌های زنان به‌طورمداوم  داده شد و اینک- با توجه به انتخابات اسفند ماه آینده- به شکل و شمایل متفاوتی نیز شدت یافته است، اما آن چیزی که تاکنون حاصل تمامی این تبلیغات بوده است، در صحنهٔ عمل، به معنای کاملی هیچ بوده است.

جنبش زنان و تجربه وعده‌های بی‌پشتوانه

ازجمله بحث‌هایی که اخیراً بین برخی محفل‌های سیاسی کشور پس از ”توافق هسته‌ای“ به‌راه افتاده این است که، آیا در فضای ”پسااتمی“ کشور پدید آمدن شرایطی نو برای نیروهای خارج از حاکمیت در کل و یا جنبش‌های اجتماعی امکان‌پذیر است و یا چنین نگرشی را باید خوش‌خیالی پنداشت. دامن زدن به این بحث نمی‌تواند  با انتخابات اسفندماه آینده بی‌ارتباط باشد.

جنبشِ زنان: چالشِ کارزارِ مدنی در برابرِ فعالیتِ انتخاباتی

به‌نظر می‌رسد با توافق‌نامهٔ نهایی اتمی میان رژیم ولایت‌فقیه و کشورهای موسوم به “۵ به‌اضافهٔ ۱” و امضایِ آن، و درنتیجه، فروکش کردن تبِ مذاکرات هسته‌ای، تحول‌های سیاسی میهن، ازجمله و مقدم بر آن‌ها، زمینه‌سازی‌ها در برگزاریِ انتخابات مجلس- که قرار است در اسفندماه سال جاری انجام شود- وارد فاز جدیدی خواهند شد.

رژیم ولایت‌فقیه، و ادامهٔ مهندسیِ خواست‌های جنبشِ زنان

در بیش از ۳۵ سال گذشته و از هنگام پایه‌گذاریِ جمهوری اسلامی در ایران، تحول‌های سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی گوناگونی در جامعه ایران به‌وقوع پیوسته است که تأثیرِ آن‌ها به‌طورِعمده منفی و - بدون اغراق- به‌طرز وحشتناکی مخرب هم بوده‌اند. بر بستر چنین فضایی که از سیاست‌های هدفمندِ تنظیم‌شده از سوی رژیم ولایت‌فقیه ناشی بوده است، ما دگرگونی‌های نگران‌کننده‌ای را شاهد بوده‌ایم که روند عادیِ زندگی طبقه‌های اجتماعی را با چالش‌هایی جدی روبه‌رو کرده است، چالش‌هایی که، درصورت ادامهٔ آن‌ها، صدمه‌هایش دامن‌گیر چندین نسل خواهد شد.

Top