حزب توده ایران

کارنامهٔ ننگین دولت ترکیه در ستم به کُردها

با وجود آنکه کُردها بیست درصد جمعیت ترکیه را تشکیل می‌دهند، دولت این کشور تا سال ۱۹۹۱ موجودیت آنها را انکار می‌کرد و آنها را “تُرک‌های کوهستان‌نشین “می‌نامید.
دولت‌های ترکیه، هراسان از هُویت “کُرد “که آن را تهدیدی علیه خود می‌انگارند، جمعیت کُرد این کشور را با تبعیض، سرکوب، و کشتار همگانی مورد ستم و آزار قرار می‌دهند. قانون اساسی مصوّب سال ۱۹۲۳، مردم کُرد را از سخن‌گویی، نوشتن، و آموختن به زبان مادری، و همچنین کاربرد واژه‌های “کرد “و  “کردستان “منع کرد.

تلاش برای نفی هویت کُردها تازگی ندارد، امّا آنچه هشداردهنده است، رسیدنِ این تلاش به مرحله‌ای بحران‌زا و خطرناک است.
عملکرد رجب طیّب اردوغان رئیس‌جمهور ترکیه نیز که با دستگیری‌های گسترده، اِعمال مقررات حکومت نظامی شبانه‌روزی در شهرها، و جابه‌جایی و بیرون راندن جمعی کُردها از بخش‌های کُردنشین جنگ نژادپرستانهٔ تمام‌عیاری را علیه خلق کُرد در پیش گرفته است، همان سنّت و تاریخ دیرینه را دنبال می‌کند.
در کشتار “زیلان “(درّهٔ مغاز زیلان واقع در شمال شهر ارچیش در استان وان) در سال ۱۹۳۰، نزدیک به ۱۵هزار زن و مرد و کودک کشته شدند. جسدهای بسیاری را که با رگبار مسلسل از پای در آمده بودند در رودخانه‌ای بر روی هم ریختند. کُردها می‌گویند که خون جسدهایی که بر روی هم انباشته شده بود تا هفته‌ها همچنان جاری بود. زنی که در آن شرایط خود را به مُردن زده بود و زنده مانده بود، بعدها گفت که او شاهد شکافتن شکم یک زن باردار و شلیک سربازان به جنین او بوده است. هنگامی که دو روزنامه‌نگار در سال ۲۰۰۷ مصاحبهٔ خود با یک شاهد عینی ۹۴ ساله در این کشتار همگانی را منتشر کردند، آنها را به جرم نفرت‌پراکنی و خصومت‌ورزی به ۱۸ ماه زندان محکوم کردند.
در یک مورد دیگر، یعنی در کشتار همگانی سال ۱۹۳۸، در روند برنامهٔ تُرک‌سازی یا یکسان‌سازی که در “دِرسیم “(در یکی از استان‌های کردنشین) صورت گرفت، نزدیک به ۷۰هزار کشته به جا ماند. دولت وقت ترکیه با گسیل نزدیک به ۲۵هزار سرباز به این منطقه و بمباران کردن آن، و پاشیدن گاز شیمیایی در این استان، به کشتار هزاران نفر از کُردهایی که از تیرهٔ زازاهای علوی بودند دست زد.
یکی دیگر از نام‌هایی که در یاد خلق کُرد حک شده است، زندان بدنام دیاربکر است. این زندان را “آشویتس “کودتای نظامی سال ۱۹۸۰ می‌دانند که در پی آن، فعالیت اتحادیه‌های کارگری و دیگر سازمان‌های اجتماعی ممنوع شد، و ده‌ها هزار نفر دستگیر و بازداشت شدند. گفته می‌شود که زندان دیاربکر، زندانی با مقررات حکومتِ نظامی، جهنمی بوده است که  افراد بسیاری پشت دیوارهای آن شکنجه و کشته شده‌اند. رفتار با زندانیان توهین‌آمیز و تحقیرکننده بوده است. ضرب و جرح با چوب، اعدام با جریان برق، و آویزان کردن زندانی از سقف، کار هر روزه در این زندان بوده است. زندانیان یا زیر شکنجه کشته می‌شدند یا دست به خودکشی می‌زدند. در یک مورد، چهار زندانیِ از جان گذشته در اعتراض به رفتار زندانبانان، خود را به آتش کشیدند. در این زندان تجاوز و آزار جنسی فراگیر بوده است. از این عمل ددمنشانه برای تحقیر و خوار کردن کُردها استفاده می‌شده است. چون زبان کُردی منع شده بود، در بخش ملاقات زندان بر تابلویی نوشته شده بود: “ترکی صحبت کنید، بیشتر صحبت کنید. “بسیاری از خویشاوندان زندانیان زبان ترکی نمی‌دانستند و پدران و مادران زندانیان نیز به علت ترس از واکنش خشن نگهبانان، از صحبت به زبان مادری خودداری می‌کردند. مادران در هنگام ملاقات بدون اینکه حرف بزنند، ساکت می‌نشستند. چنین بود که به نام “مادران زبان‌بسته “شناخته و معروف شدند.
“اِسات اوکتای ییلدیران “فرماندهٔ بدنام زندان دیاربکر بود. او ملاقات‌کنندگان را وادار می‌کرد که در برابر سگش “جو “سر فرود آورند و با خواری و خفّت سگ را فرمانده خطاب کنند. یکی دیگر از روش‌های ددمنشانهٔ شکنجهٔ “ییلدیران “رها کردن سگ برای گاز گرفتن بیضه‌های زندانیان برهنه‌ای بود که چشم‌بند به چشم داشتند.
سال‌ها بعد، آنهایی که در این زندان مورد اذیت و آزار قرار گرفته بودند توانستند آنچه را بر سرشان آمده بود در برابر هیئتی از نمایندگان مجلس بازگو کنند. “عبدالرحیم سِماوو “که هفت سال را در زندان دیاربکر توأم با شکنجه گذرانده بود گفت که تا سه سال نتوانسته بود به حمام برود. ولی پَست‌ترین عملی که وادار به انجام آن شده بود، خوردن گوشتِ خَرموش (موش صحرایی) بود. او به هیئت نمایندگان مجلس گفت: “من متوجه لاشهٔ یک خرموش در یکی از ظرف‌های غذای زندانیان شدم. بوی گندیدهٔ آن آزاردهنده بود و من از خوردن آن سرپیچی کردم. اما زندانبان مرا وادار به خوردن آن کرد.”
مهدی زانا، شهردار پیشین شهر دیاربکر که در برنامه‌ای به مناسبت “روز جهانی حمایت از قربانیان شکنجه و جان به‌دربُردگان “در آمریکا سخنرانی می‌کرد گفت: “مگر ما چه می‌خواستیم؟ حق سخن گفتن به زبان خود، آموختن آن زبان در دبستان، و داشتن روزنامه و رادیو و تلویزیون به زبان کُردی. ما می‌خواهیم مثل یک انسان کامل با احترام به کرامت، شخصیت، و هویّتمان زندگی کنیم. به این دلیل‌هاست که ما را به زندان می‌اندازند، شکنجه می‌کنند، و می‌کشند. “او شرح داد که آن‌قدر کتکش زدند و شکنجه‌اش دادند تا بیهوش شد. سیم‌های برق به اندام‌های تناسلی و مقعدش وصل می‌کردند که در نتیجه تمام بدنش بر اثر عبور جریان برق دچار تشنّج می‌شد.
او در سخنانی که بیانگر اوضاع کنونی است، گفت: “شکنجه‌گران، و دولت‌هایی که از آنها پشتیبانی می‌کنند یا کاری به کار آنها ندارند، روی سکوت شما و قاضیِ من حساب می‌کنند. آنها چشم امید به دولت‌های آبرومند دموکراتیک در سراسر دنیا دارند که توجیه آنها را بپذیرند و به آن گردن بگذارند. بهانه‌های آنها را بپذیرند. و سرکوب و شکنجهٔ مستند شده را "امری داخلی" قلمداد کنند. اجازه ندهید که چنین شود. سکوت نکنید. وظیفهٔ شماست که به احترام و هواخواهی از آنانی که زندگی‌شان آسیب دیده یا از آنها گرفته شده است صدای خود را بلند کنید. اجازه ندهید خوی انسانی شما به دست خودتان یا خاموشی دولتتان زدوده و کم‌توان شود.”
اذیت و آزار مردم کُرد همچنان ادامه دارد. پس از انتخابات سراسری خرداد ۹۴ که در آن حزب دموکراتیک خلق توانست ۸۰ کرسی در مجلس به دست آورد، دو تن از رهبران حزب، یعنی “صلاح‌الدین دمیرتاش و فیگن یوکسک‌داغ “روز ۱۴ آبان امسال به همراه هشت نفر دیگر از نمایندگان این حزب، بازداشت شدند. پس از اینکه دولت حق مصونیّت از پیگرد قانونی نمایندگان مجلس را لغو کرد، این دو نفر بازداشت شدند و اکنون در زندان به سر می‌برند.
به گزارش رسانه‌های ترکیه، روز سه شنبه ۲۸ دی ماه، دادستان برای صلاح‌الدین دمیرتاش و فیگن یوکسک‌داغ، رهبران حزب مخالف دموکراتیک خلق‌ها که سوّمین حزب بزرگ در مجلس ملّی ترکیه محسوب می‌شود، به اتهام عضویت آنها در پ.ک.ک. و همدستی و همکاری با “تروریست‌ها”، در مجموع تقاضای ۲۲۵ سال مجازات زندان کرد.
مصونیت سیاسی نمایندگان “حزب دموکراتیک خلق‌ها “و شمار دیگری از نمایندگان مجلس در اردیبهشت ماه گذشته به درخواست حزب حاکم “عدالت و توسعه “و حمایت بسیاری از نمایندگان مجلس لغو شد تا راه محاکمهٔ این نمایندگان به اتهام همکاری با پ.ک.ک. هموار شود.
“حزب دموکراتیک خلق‌ها “عملیات پلیس و دادستانی ترکیه را بیش از این که اقدامی قضایی ارزیابی کند، عملیاتی سیاسی برای سرکوب کردن مخالفان در ترکیه می‌داند.
حزب جمهوری‌خواه خلق که بزرگ‌ترین حزب مخالف در مجلس ترکیه است، به این اقدام واکنش نشان داده و رهبر آن حزب، کمال کلیچدار اوغلو، تصریح کرده است که نمایندگان با رأی مردم وارد مجلس می‌شوند و باید با رأی مردم کنار بروند. او روند سیاسی کنونی در ترکیه را خطرناک و رو به دیکتاتوری مطلق دانست.
تا کنون دستِ‌کم ۱۲ نمایندهٔ حزب دموکراتیک خلق، ۶۴ شهردار کُرد، و ۳۰۵۱ کارمند بالارتبهٔ هوادار کُردها بازداشت شده‌اند. مأموران تُرک ادارهٔ بیش از ۴۶ شهر را در دست گرفته‌اند.
۲۲ شهر و شهرستان ترکیه در همهٔ ساعت‌های شبانه‌روز زیر مقررات حکومت نظامی به سر می‌برند و دولت اجرای طرح نابود کردن فرهنگ و هویّت کُردها در ناحیه‌ها و منطقه‌هایی مانند سور و دیاربکر و شهرهایی مانند سیرناک را همچنان ادامه می‌دهد.
اراده و خواست مردم جهان باید سازمان ملل متحد را وادار سازد که اردوغان را مسئول ادامهٔ سرکوب مردم کشورش بداند. کمک نظامی و فروش اسلحه به دولت ترکیه باید متوقف شود. ما همبستگی خود را با مردم کرد و مردم ترکیه در مبارزهٔ دشوارشان در راه دستیابی به صلح، و آزادی‌ها و حقوق دموکراتیک، و به‌ویژه با حق خلق کرد ترکیه برای خودمختاری در ادارهٔ امور مربوط به خود در مناطق کردنشین آن کشور اعلام می‌کنیم. افکار عمومی جهان نمی‌تواند بیش از این در برابر شرایط حاکم در ترکیه در ارتباط با وضعیت خلق کُرد خاموش و بی‌عمل بماند.

به نقل از «نامۀ مردم»، شمارۀ ۱۰۱۷، ۴ بهمن ماه ۱۳۹۵

Top