حزب توده ایران

آرمان گرای کهنه ستیز

به انگیزه زادروز رفیق دکتر امیرحسین آریان پور (۱۳۰۳-۱۳۸۰)
نوبت کهنه فروشان درگذشت
نوفروشانیم و این بازار ماست (مولوی)

سرگشته در هزارتوی مه آگین و ناپیداکرانه ی پندارها درتک و پوی گره گشایی از ”راز“های جهان مُثلی افلاتون و ایده آلیسم برکلی و هگل و دیگرانی از این دست بود. در تنگنایی از این گونه اما اندیشه ی پویش گرش هم چنان می کاوید و می پیمود و درمی نوردید. همچون سیسرون سخنور که می گفت: ”رازی را دریابم، بهتر از آنکه پادشاه کشوری باشم.“
روزی روزگاری روی آمدی شگفت او را از این تنگنای بی روزن برمی کشد و گره گاه های ذهنی اش را از هم می درد: او که در نشستی روشنفکرانه با همه ی شور و شیفتگی جوانی اش از ایده آلیسم ذهنی هگل و دیگران می گفت و یکایک پدیده های هستی را سایه ها و نمودهایی از واقعیت های فرازمینی بر می شمرد خود در این باره گفته است: ”ناگاه جوانی بلندبالا و خوش سیما از راه رسید و به گروه کوچک ما پیوست. او پس از شنیدن واگویه های ایده آلیستی ام رشته ی گفتار را به دست گرفت و تنها ده دقیقه به نقد و سنجش این ایدئولوژی پرداخت و همین. در فرجام گفته های او اما اندیشه ام دستخوش دگردیسی ژرف و باورنکردنی شده بود. من دیگر آن ایده آلیست دو آتشه ی ده دقیقه ی پیش نبودم که ماتریالیستی واقع اندیش شده بودم. آن جوان شگرف گوی نکته سنج دگرگونگر بلندبالا کسی نبود جز احسان طبری.“۱ که اما پروفسور دکتر امیر حسین آریان پور با فروتنی مالامال خود همواره از او به نیکی یاد می کرد و در دگردیسی اندیشه اش خود را وام دار دانش و بینش او می شمرد.
رفیق آریان پور(زاده ی هشتم اسفند ۱۳۰۳ تهران) نوه ی نایب حسین کاشی و خاله زاده ی سهراب سپهری، برایند دانش و فرزانش + دلیری و شورشگری بود. دانش و آگاهی اش به تبار مادری او که ملک المورخین سپهر(نویسنده ی نامدار ناسخ التواریخ) یکی از آنها بود برمی گشت و رزم پویی اش ریشه در درخت تناور شورشگران نایبی کاشان و لرستان داشت. هم از این دیدرس بود که راه حزب توده ی ایران را برگزید و تا واپسین دم زندگی (دوشنبه ۸ مرداد ۱۳۸۰) دل از آن برنکند. با این همه چندان فروتن و افتاده وار بود که در بهار ۱۳۷۳ در دیدار احمد پناهی سمنانی (شاعر و شیوانگار) و خسرو باقری(نویسنده و برگرداننده) سخن از شوربختی خود ساز کرده و گفته بود که نیازی به این همه خواندن نبود!: ”باید هرچه بیشتر دست به عمل می زدم. و به آنان که زندگی شان سراسر عملی آگاهانه بود - به مبارزان - می پیوستم!“۲ و راستی را مگر او چنین نکرده بود؟ فرهیختن هزاران دانشجو که از میان شان دلیرترین ستیزندگان و سهیستایان(شهیدان) برآمدند و نیز زیستاری رزم آزما که جز رنج و ناکامی برایش نیاورد، مگر این همه فراتر از هرگونه کارزار اجتماعی نیستند؟
باری، تبار مادری وی به ویژه از رهگذر تاریخ نویسی و شیوانگاری (ادبیات) از سرآمدان روزگار قاجار بود و تبار پدری اش به رهبران عشیره ی لر بیران وند می رسید که سرانجام به کاشان دوررانده(تبعید) شد و تا برافتادن رضاشاه پهلوی بیشتر از ۵۰ سال آزگار با شاهان خودکامه و پشتیبانان غربی شان رزمید. از سربنام ترین فرزندان همان عشیره یکی هم نایب حسین کاشی بود که آوازه گران رژیم گذشته او را یک گردنه گیر راهزن برمی نمودند که اما هرگز چنین نبود. هنگام که آریان پور زاده شد پلیس ها چشم از خانواده اش برنمی گرفتند و بدین گونه آنان گذرانی دشوار را به سختی تاب می آوردند. استاد اما از چهار سالگی نزد مادر فرهیخته اش فخر ایران سپهری که در آموزش و پرورش کودکان، روش هایی نوآورانه داشت، پیش زمینه های دانش را فراگرفت و این همه را در سال های واپسین در ایران و لبنان و آمریکا پی گرفت و دانش رسته ی دکترا در رشته های علوم اجتماعی، فلسفه، دانش های فرهیختنی(تربیتی) و شیوانگاری فارسی شد. وی از ۱۳ سالگی به بازگردان(ترجمه) و نگارش کتاب های پژوهشی روی نمود و از ۱۵ سالگی به این سو- ۴۰ سال آزگار - با آموزگاری و استادی و نیز کتابداری و پژوهش و جز آن روزگار گذراند. با این همه از شیوه های پهلوانی و ایار(عیار) منشی تبار پدری خود نیز روی برنتافت و در سال های جوانی به ورزش های قهرمانی پرداخت. چندان که در ۱۸ سالگی(۱۳۲۱) در پیکارهای بوکس خراسان و سپس در ۱۳۲۳ در آوردگاه وزنه برداری چندملیتی کشورهای خاور نزدیک بر سکوهای نخست قهرمانی ایستاد.
رفیق آریان پور در سال ۱۳۵۹ بازنشسته شد و از این پس به ساماندهی پژوهش های ژرف فلسفی و اجتماعی و ادبی اش که از دهه های پیشین آغازیده بود پرداخت.
از بودن و سرودن
دامنه ی شناخت رفیق آریان پور بسی گسترده و رشک برانگیز بود. چندان که بر ستیغ بلند دانشوران چپ ایران او را از زمره ی بزرگانی همچون رفیق اِرانی و رفیق طبری و شماری دیگر ارزیابی کرده اند. اینکه چرا بزرگترین دانشوران چپ ایران همواره راه حزب توده ی ایران را برمی گزینند؟ خود پرسشی است که چه بهتر کمونیست های غیر توده ای به آن پاسخ گویند. دکتر آریان پور در جایگاه یک جامعه شناس تراز بالای جهانی اما در جامعه شناختی هنر نه تنها پیش گام که آموزه پردازی بود نوآفرین: روان شناختی، فلسفه، شیوانگاری، فرهنگ، هنر، روش شناختی، معرفت شناختی، اتیک (دانش اخلاق)، انسان شناختی، روش پژوهش، تاریخ، مردم شناختی، چیرگی بر چندین زبان جهانی و ...گوشه هایی از دانش - شناخت این اندیشه ور تراز نو را رقم می زدند.
هنگامی که در کار نگارش جامعه شناسی هنر خود بود راه های پر خم و پیچی را پیمود: ”از روان شناسی فردی به روان شناسی اجتماعی و از آن به مردم شناسی و جامعه شناسی و دیگر علوم کشانیده شدم... گرچه هنر زاده شخصیت هنرمند است باز باید برای شناخت هنر به جامعه روی آورد. زیرا شخصیت هرکس ساخته - پرداخته ی محیط اجتماعی اوست.“۳ و بنیاد و انگاره ی پردازش منش هنری هنرمند، طبقه ی اجتماعی او که اما دیگر فرایند ها نیز مهر و نشان خود را بر آن می گذارند. وی بدین گونه به خاستگاه طبقاتی هنرمند در آفرینش هنری دست یازید و بر پایه روش هایی از این گونه، هنر شناختی را از دو آستانه ی ایستا (استاتیک) و پویا (دینامیک) پی گرفت. نیز در برخورد با طبقات فرودست و فرادست جامعه به دوشیوه ی ناهمگون هنری - هنر مردمی و هنر اشرافی - رسید. سپس در پرتو هنرشناختی پویا، فرآیند هم آمیزی هنر این هر دو را ژرف پژوهی کرد. هنگامی که جامعه شناسی هنر به فرجام رسید پیمایش دانش های اجتماعی در گستره های هنری تازگی داشت و به گفته ی هنرشناسان بزرگ زمانه هنوز کاری خورند این نگرش نو انجام نپذیرفته و آموزه ای دانشیک۴ و همه سویه درباره ی فراروی و گونه گونی (تطور) هنری در جهان آن روز پدید نیامده بود. براین پایه اما فرایند جامعه شناختی هنرها دانشی بود نوآیند که به اندازه ی دیگر ”شاخه های جامعه شناسی پیشرفت نکرده“ بود۵ و این آریان پور بود که در پی ریزی و فرازپویی این دانش نو، دست بالا را داشت. بی گمان اگر دکتر آریان پور درغرب زاده شده بود او را همچون پایه گذار جامعه شناختی هنر فرا می نمودند و به رخ شرق می کشیدند. وی اما در جامعه شناسی هنر خود از هنرهای مدرنیستی رمزگشایی می کند و نشان می دهد که همه ی فرایندهای هنری به جز رئالیسم، سوررئالیستی و فراواقعی اند: بیشتر“ایسم های پر جنجال قرن بیستم که در نظر بسا کسان“ سبک های نو ”به شمار رفته اند، به احتمال بسیار، چیزی جز جلوه های عصر انحطاط رومانتیسیسم نیستند. این گونه ایسم ها - از سنبولیسم گرفته تا سوررئالیسم و فوتوریسم و دادایسم- از یک طرف بر محور رومانتیسیسم انحطاطی می گردند و از طرف دیگر از یکدیگر متاثراند، چندان که می توان همه را سر و ته یک کرباس دانست و به زبان مایوتون۶، نو رمانتیسیسم خواند.“۷
زمینه ی جامعه شناسی
در تاریخ ۱۰۰ سال گذشته ی ایران کمتر آفرینه ای همچون زمینه ی جامعه شناسی توانسته است به کتاب بالینی ده ها هزار خواننده در گذران چندین دهه ی آزگار فراروید. این رساله ی شگرف و دگرگونه گر اما از این روزنه ی دید، بسیار نمونه وار و دوران ساز است. در سایه روشن سال های سربی پیش از انقلاب و در زمانه ای که آفرینه های مارکسیستی - لنینیستی را روای هیچ چاپ و درآورندی نبود، زمینه ی جامعه شناسی هم چون کاپیتال کارل مارکس و آنتی دورینگ انگلس و امپریالیسم و امپریوکریتیسیسم لنین و آموزه هایی از این گونه بیشه ی اندیشه ها را درمی نوشت و همچون ایبسن آشوب گرای۸ و دگرگونه گر، زمینه های ذهن هزاران هزار دانشجو را خیش می زد و به آشوب می کشید. زمانی فروید بر شالوده ی گفت آوردی (نقل قولی) از هبل آهنگ ساز گفته بود: ”پس از اندک زمانی دریافتم که من نیز از زمره ی آنان ام که خواب خوش جهانیان را برمی آشوبند.“ و راست این است که رفیق آریان پور نیز با کتاب زمینه ی جامعه شناسی خود از زمره ی خواب آشوبانی بود که در سال های سربی سکوت، آب در خوابگه مورچگان می ریخت و غوغایی به پا می کرد که نپرس!
کهنه و نو در ستیز بی درنگ/ قلب هر چیز است یک میدان جنگ/ نو فرو کوبد رقیب کهنه را/ زو بپالاید حریم خانه را/ زین کشاکش، خویش هم، دیگر شود/ آنچه نو بوده است خود نوتر شود...۹
و سراپای این رساله ی ارجمند دوران ساز جز ستیز کهنه و نو نبود و هم از این دیدرس است که بر پژوهنده ی سخت کوش آن- استاد آریان پور- می تاختند و می کوشیدند خرمن تلای (طلای) آموزه های ژرف پیمای او را از سکه دراندازند.
در جستاری دانشورانه در ماهنامه ی چیستا از دکتر حبیب قاسم زاده (استاد گروه روان پزشکی و روان شناختی بالینی) آنجا که روش - شناختی و اسلوب کار رفیق آریان پور از دم قلم گذشته گفتاورد بلونسکی پیرامون رفتار فرهنگی که تنها در تحول تاریخی و جای مندی (تکوینی) آن دریافتنی است۱۱ برجسته شده است. رفتار به هنجارفرهنگی اما نیازمند فرا رفت جامعه از نیازهای روزمره و بیش از همه در گرو دگرگونی در ساخت واره های ذهنی است. و اگر به رویارویی سرسختانه ی اینرسی (نادگرشوندگی، مقاومت) اندیشه ها با رخنه گری های دگرگونه گر و بنیادین بیاندیشیم، خواهیم دید که چنین فرایندی تا چه اندازه سخت و دشوارپیما است. با این همه و به گفته ی دانشوری همچون دکتر قاسم زاده، رفیق آریان پور از انگشت شمارانی است که از پس دگرگونی در اینرسی اندیشه ها برآمده و توانسته در ساخت واره های ذهنی جامعه تکانه های تندرآسا درافکند. رویکردی که سرسختی نمونه وار این استاد برجسته‌ی جامعه شناسی را واگویه می کند.۱۲ رمز و راز اینکه وی در تنگناهای سیاسی زمانه چگونه از پس این کار کوه آسا برآمده اما در روش شناختی (متدولوژی) بسامان و دقیق او است که پرده از اندیشه ی بهنجار، سازمان یافته، هدفمند و به هم پیوسته ی وی برمی دارد: ”کمتر متفکری را می شناسیم که به این تعادل و تناسب فکری و فلسفی دست یافته باشد.“۱۳
راست این است که نخستین گام های استوار را در دانش روش شناختی بازهم آریان پور است که با چاپ رساله های پژوهش (۱۳۳۴) و دو منطق (چاپ سوم ۱۳۵۷) برمی دارد. در سال ۱۳۳۳ که موسسه ی علوم اداری دانشگاه تهران متدولوژی پژوهش را در برنامه ی درسی خود گنجاند و استاد آریان پور را بر آن گماشت - به گفته ی خود استاد - نه تنها در آن روز و روزگار که تا سال ها پس از آن هم هنوز روش پژوهش سرسری گرفته می شد.
وی همچنین در نو آوری و نواندیشی همواره دست بالا را داشت و گفته ها و نوشته هایش آکنده از نکته های نو بود. هنگامی که ابن خلدون تونسی را به درستی پیشاهنگ جامعه شناختی علمی نامید، در واقع دیوار آهنین ایدئولوژی نژاد پرستانه و واپس گریزانه ی سانترالیسم غربی را به لرزه درمی افکند. نیز او بود که ایبسن آشوب گرای۱۴ را شناساند و در بازنگری و بازخوانی تاریخ، روشن اندیشان را در آستانه ی رستاخیز۱۵ به درنگ واداشت. در روانشناسی از دیدگاه واقع گرایی۱۶ هستی را به دو بهره بخش کرد: ”طبیعت و جامعه ی انسانی“. رویکردی که به نوشته ی دکتر قاسم زاده یادآور فرایندی نو در قلمرو دانش است که در روسیه با سه چه نوف آغاز شد و با پاولف رسمیت آزمایشگاهی وعلمی یافت و به سیستمی پیشرفته فرارویید.۱۷ چنین بود که نگاه به روان شناختی دانشیک شرق که غرب همواره آن را در سایه می گذاشت آغاز شد و دامنه گرفت. نیز ژرف نگری نوآورانه ی وی در روان شناختی نوین جهان، در فرویدیسم با اشاراتی به ادبیات و هنر او (چاپ نخست ۱۳۳۰) نمونه وار است. بازهم نخستین گام ها را در این گستره او بود که به شیوه ی تاریخی - تحلیلی - انتقادی برداشت و به بازنمایی و رمزگشایی فروید پرداخت و اندیشه های روان کاوانه را در شیوانگاری کهن ایران از قلمرو سایه ها بیرون کشید.۱۸
راست این است که در روان شناختی فروید به انبوهی از داده های روان شناسانه ی ابن سینا برمی خوریم که اما دانشور اتریشی به داده گان (رفرانس) آن قانون در طب پورسینا هیچ اشاره ای نکرده و پرسش این است که مگر دیگر همگنان فروید از دمکریتوس و سقرات و افلاتون و ارستو تا دانته و نیوتن و گالیله و آگوست کمت و دیگران در خوشه چینی از خرمن دانش های خاور و به ویژه ایران چنین نکرده اند؟
باورشناختی و جهان نگری استاد
رفیق آریان پور همچون یک توده ای پیگیر و هنجارپژوه به دگرگونی های ژرف و بنیادین جامعه از رهگذر پیکار با خودکامگان ایرانی و امپریالیسم جهانی باور داشت و این ستیز ورجاوند را در گرو بیداری و آگاهی و سازمانمندی توده ها می دانست. او همواره اندیشه ی آفرینشگر، نگرش ژرف تاریخی و دریافت منطق واقعیت را به دانشجویان اش می آموخت. می گفت آموزگار نباید تنها دانسته هایش را به آموزندگان وام دهد که فراتر از آن باید با آنها زندگی کند و همواره در کنارشان باشد. بدین گونه، خانه و کتاب خانه و هست و نیست اش گشاده دستانه در دسترس دانشجویان و دوستان اش بود. می گفت جان مایه آموزش و پرورش پژوهش و هماموزی است و در این رهگذار، نه آموزگار فرایندی کنشمند (بردهنده) است و نه آموزنده، واکنشگر (پذیرنده) که هردو کنشگرند و هماموز. وی اما تکنولوژی را ساخته - پرداخته ی دربست غرب نمی دانست و آن را برایند گذار دانش و تجربه از جایی به جایی می دانست: ”تکنولوژی کنونی که به غلط، غربی به شمار رفته - مانند علم - متعلق به همه ی بشریت است... آنچه در تمدن غربی قابل طرد است تکنولوژی و علم نیست... استثمار و استعمار... و امپریالیسم“ است.۱۹
رفیق آریان پور می گفت جامعه ی ایرانی بر اثر دشواری های زندگی و یورش و غارت پیگیرانه ی خارجی ”بیش از بسیاری از جوامع به خشونت و دیکتاتوری کشانیده شده است... دیکتاتوری چنان در تار و پود زندگی فردی و جمعی ما راه یافته... که از پس مقولاتی که دیکتاتوری کهن به ما تحمیل کرده است به فرد، جامعه و جهان می نگریم.“۲۰ وی آموختن و پروردن را بهترین هماورد (رقیب) خودکامگی می دانست و خواهان تکاپوهای گروهی و همبستگی ملی - جهانی بود: بی ”ائتلاف گروه های سیاسی، چندان کاری از پیش نخواهد رفت. اگر ما مردم در حد ائتلاف سیاسی، آزادمنشی به خرج ندهیم، در مقابل دشمنان ریشه دار خود چگونه به آزادی دست خواهیم یافت و اگر دست یافتیم چگونه از آن پاسداری خواهیم کرد؟“۲۱ وی اما در امانتداری چندان نمونه وار بود که تنها اگر واژه ای را از دانشوری آورده بود داده گان آن را از قلم نمی انداخت. برای نمونه در سال های پیشا انقلاب که نام بردن از حزب توده ی ایران و دانشوران آن خطرآفرین بود در زمینه ی جامعه شناسی خود به وام - واژه های رفیق احسان طبری اشاره کرد و نوشت که واژه های کلیدی ”تاریک اندیشی... توده ...و دنباله اندیشی“۲۲ را از او گرفته است.
در پی شبیخون بهیمی آمریکا - اسرائیل - جمهوری اسلامی به حزب توده ی ایران بیمناک اندوهی بود که دشنه بر گلوگاه برخی از جوانان توده ای می کشید. نیز پس از فروپاشی اتحاد شوروی خواندن کتاب دکتر رنه رودلف ژاک سدی یو - تاریخ سوسیالیسم ها-۲۳ را به همه پیشنهاد می کرد. می گفت: ”خواستاری اجرای نظام سوسیالیستی... و عدالت اجتماعی، تاریخی دارد به بلندی تاریخ بشر. مفهوم عدالت، دگرگون و ژرف شده اما جوهره ی آن چندان تغییری نکرده است . این کتاب نشان می دهد که تاریخ سوسیالیسم از... حکومت های چند روزه ی سوسیالیستی آغاز شده به حکومت ده هفته ای کمونارهای پاریس رسیده و سرانجام در شوروی ۷۰ سال دوام آورده است... نخستین نمونه ها چند روزه بودند و این راه ... آن قدر ادامه خواهد یافت که سرانجام حکومت سوسیالیستی ۷۰۰ ساله تشکیل شود و به تدریج جهان را و همه زمان را دربرگیرد...“۲۴ در ارزیابی های سیاسی وی اما سهم هریک از انگیزش های درونی و بیرونی در فروریزی کشور شوراها گنجانیده می شد. با این همه می گفت اگر در این کشور انسان پایدارِ تراز نو پدید آمده بود، سوسیالیسم هرگز از هم نمی پاشید: ”هدف نهایی سوسیالیسم باید تربیت انسان ترازنو باشد. انسانی دانش پژوه، دگرخواه، عمل گرا، فروتن، مبارز، سربلند و شجاع. این انسان در شرایط جنگ، فقر و دشواری از آرمان خود دفاع خواهد کرد و تن به تسلیم و زبونی نخواهد داد.“۲۵ او یگانه راه دگرش و بالندگی جامعه را دگرگونی های بنیادین آن می دانست و برای رویکردی از این گونه خواهان آن بود: ”که طبقات فرودست جامعه، هرچه زودتر سکان جامعه را از دست طبقات فرادست که سهمی در تولید دست آوردهای مادی و معنوی ندارند، بازستانند... وظیفه ی روشنفکران... جز بیداری طبقات فرودست و بخشیدن آگاهی و ایمان و امید در راه رسیدن به این هدف نیست...“۲۶ و بدین گونه، ساز و کارهای چریکی و ماجراجویانه را فرو رفتی خام دستانه و سکتاریستی (جداروانه) قلمداد می کرد.
کلاس های درس رفیق آریان پور جای سوزن انداختن نداشت: انبوه دانشجویان و شیفتگان دانش دریاوار او از دیگر دانشکده ها و از هر جای دیگر می آمدند و چنان دوره اش می کردند که از کلاس های همجوار تا ورودی دانشکده از جمعیت موج می زد.
از ویژگی های شیوانگاشتی دکتر آریان پور یکی مثنوی های فلسفی - اجتماعی او است و دیگری شیوه ی نگارش روان و روشمند وی که برایند چیرگی اش بر زبان پارسی است. چندان که هر جمله اش پیوندی ناگسستنی با فراز پیشین دارد و خود درآمدی است بر جمله ی واپسین و در نموداری از این گونه می شود ”منطق، استدلال و نظم فکری او را... بازیافت ”۲۷ برای نمونه، به برگردان هوشمندانه اش از نمایشنامه ی دشمن مردم هنریک ایبسن بنگریم ”که وقتی... روی صحنه آمد... {بیش و کم] نیازی به تغییر جمله ها، واژه ها و لحن ها در آن وجود نداشت.“۲۸ وی همچنین در ساخت و پرداخت واژه های نو پارسی چندان چیره دست بود که هم اینک انبوهی از واژه های دانش - نوشت اش کاربرد گسترده یافته اند. یکی از فراگیرترین این واژه ها پسوندگرایی (گروی) به جای ایسم غربی است که خود دراین باره در دیباچه ی سیر فلسفه در ایران (اقبال لاهوری) می نویسد: ”ایسم های غربی را با پسوندگرایی با تایید... دکتر محمد باقر هوشیار، نخست در سال ۱۳۲۵ بکار... بردم و اکنون زبانزد بسیاری از اهل علم و ادب است.“
شیوه - نوشت استاد اما بر روش شگرف جدا نویسی استوار بود. بگونه ای که نه تنها واژه ها و کارواژه های درآمیخته را برای شناخت ریشه و بن آنها جدا می نوشت (می روند، می آیند، می نگرند و...) که با نام ها و پسوندها و پیش وندها و... نیز به ویژه برای خوانش آسان تر آنها چنین می کرد: دانش- کده، دانش - گاه، می سی سی پی، سان فران سیسکو، بی هوده و.... رمزگشایی از حکمت چنین ویرایشی در گنجایش این جستار نیست اما برای نمونه، به همین واژه ی بی هوده بنگریم که اگر سر هم نوشته شود (بیهوده) شاید در بافتار ساده ی آن منش و معنای هوده (نتیجه، فایده) در سایه بماند و راه بر ریشه شناختی (اتیمولوژی ) آن باز نشود.
از دیدن و شنیدن
پروفسور آریان پور در دیدارهای گاه و بیگاه اش با یک رفیق توده ای ناگفته هایی را بر زبان آورده که بازگفتش می تواند در شناخت بیشتر شخصیت این تهمتن اندیشه سودمند باشد. از جمله در روزهایی که کرسی استادی را از او گرفته بودند و از رادیو دولتی به او پرخاش می کردند، یکبار شماری از اوباش اجیر شده در نزدیکی خانه اش به جان او می افتند و دِ بزن!: ”اما چه باک که همگامی دانشجویان بیدار مغز و برخی از استادان مردم گرای کار خود را کرد و به دانشگاه برگشتم.“۲۹ روزی چند تابلوی مدرنیستی را به رفیق توده ای اش نشان داد و غمگینانه گفت: ”پس از عمری تک و پو در بازنمایی هنر مردمی و واقع گروانه چه دردناک است که تو بیننده ی کارهای آوانگارد و آنتی رئالیستی کسانی باشی که انتظارش را هم نداری!“ او یکبار گفته بود که مردم در آینده ای نه چندان دور، قاه قاه به ما امروزیان می خندند و شگفت زده می گویند که در آن روزگار وقتی کسی می خواست از میانه ی شهر - مثلا - به شمیران برود یک اتاق بزرگ آهنی (خودرو) را هم برمی داشت و با خود می برد! دکتر آریان پور این را هم به رفیق توده ای اش گفته بود که به ناچار خانه اش را فروخته و آن را دوباره از خریدار رهن کرده است و با مانده ی پولش باید آن قدر گذران کند تا اندوخته اش ته بکشد. او همچنین به شماری از تازه ترین کتاب هایش و از آن میان به فرهنگ تفصیلی علوم اجتماعی (پهنه ی فرهنگ فلسفه و جامعه شناختی) به زبان های فارسی، انگلیسی، فرانسه و آلمانی پرداخته و گفته بود که به کتاب هایش پروانه ی چاپ نمی دهند و این تنها راه گذران زندگی اش را هم بر او بسته اند. وی بیش از ۴۰ سال روی این فرهنگ غرورآفرین که بزرگترین فرهنگ تفصیلی دانش ها در ایران و از بزرگترین های جهانی است کار کرده و برای آن بیش از ۳۰۰ هزار فیش گردآورده بود.
قلم انداز
ارثیه فرهنگی رفیق آریان پور چندان پهنه ور است که پیراست (فهرست) کردن این همه از گنجایش نامه ی مردم بیرون است. در نگرشی کوتاه وار اما به جز کتاب هایی که نام شان در لابه لای این جستار آمده است، شماری دیگر از پرآوازه ترین این آفرینه ها (آثار) چنین اند:
بزرگ مردان تاریخ (برگرفته از دونالد کل روس پیتی)، رساله ای در باب دینامیسم تاریخ، آئین پژوهش، ایبسن آشوب گرای، علم اخلاق، آموزشگاه های فردا (جان دیویی)، دشمن مردم (هنریک ایبسن)، مرزهای دانش، تعلیمات اجتماعی برای سال های اول و سوم دبیرستان ها، متدولوژی تحقیق و ماخذشناسی، زمینه ی فلسفه ی امروز، ارمغان جنگ (دافنه دوموریه)، برگردان تاریخ تمدن (ویل دورانت، کتاب اول بخش سوم و کتاب دوم بخش اول)، مقدمه ای بر آموزش و پرورش (جان دیویی)، علم اخلاق (ارستو)، تدارک پژوهشنامه، رساله ی شناخت، و....
رفیق آریان پور همچنین در ۶۰ سال گذشته سدها (صدها) جستار علمی - فرهنگی در رسانه های کشور نوشته که پیراست کردنشان در اندازه های این نوشتار نیست. برای نمونه نگاه کنید به:
هنرتآتر، (دفتر سوم فصل نامه ی شورای نویسندگان و هنرمندان ایران، بهار ۱۳۶۰، بازتاب انقلاب اسلامی ایران در هنرها و آینده ی هنری ایران،(همان رسانه، دفتر ششم، بهار ۱۳۶۰)، پویایی هستی، ماهنامه ی دنیا، شهریور و مهر ۱۳۵۸، پایگاه جهانی ابن سینا، (دنیا، شهریور ۱۳۵۹)، درباره ی آزادی، (هفته نامه ی سوگند، ۲۷ اسفند ۱۳۵۷) اعتیاد در دانشکده های ما، (ماهنامه ی بازتاب، پاییز ۱۳۵۹)، امپریالیسم و آموزش همگانی، (نشریه جوانان توده، ش سه،آذر ۱۳۵۹)، تربیت معلم، بنیاد آموزش و پرورش انقلابی، (پیام مردم، ۲۰ بهمن ۵۹)، تیغ دادن در کف زنگی مست، (رسانه ی جمعیت ایرانی هواداران صلح، تیر ۶)، آموزش و پرورش ایستا و پویا، (ماهنامه ی چیستا، تیرماه ۸۰)، منشاء هنرها، (صدف، آبان و آذر ۱۳۳۶)، جهان بینی شوپن هاور، (جهان نو، آبان ۱۳۲۸)، همانندی فولکلور اقوام مختلف،(سپیده فردا، ۷ - ۱۳۳۶)، آغاز شعر و موسیقی، (ماهنامه ی سخن، مرداد ۱۳۴۰) و... همچنین می توان از دیباچه های روشنگر وی بر این کتاب ها نام برد:
زناشویی و اخلاق (برتراند راسل، گردیده ی ع. منتظم)، فروید چه می گوید؟ (نصرا باب الحوایجی)، ریشه ها عمیقند، (گو و دوسو)، جامعه شناسی در ایران، (دکتر علی اکبر مهدوی و دکتر عبدالعلی لحسایی زاده)، تاریخچه ی احزاب و حزب دمکرات ایران (صفر زمانی) و....
دوازده سال پیش بود که رفیق ارجمند ما پروفسور آریان پور رخت سفر بربست و از میان ما رفت. در این سال ها اما انبوه آفرینه های ژرف پویانه ی وی همواره در دست و در کنار ما بوده و جای تهی این دانشور بزرگ روزگاران را سبز کرده است. و چه کسی می تواند بگوید که او در گذشته است؟ آتشفشان ها خاموش می شوند اما از پا نمی افتند. یاد و نامش جاودانه باد.

پی نوشت
۱) برگرفته از یادمانده ی یک رفیق توده ای از سخنرانی رفیق آریان پور در شورای نویسندگان و هنرمندان ایران
۲) ماهنامه ی چیستا،آبان و آذر ۱۳۸۳،ص۱۵
۳) اجمالی از جامعه شناسی هنر، ص ز دیباچه، چاپ سوم، فروردین ۱۳۵۴
۴) پسوند صفت ساز ایک از پساوندهای کاربردی در شاخه زبان های هند و ایرانی یا آریایی است که نمونه هایی از آن هنوز در زبان ما دیده می شود: باریک، تاریک، نزدیک، پازیریک، آسوریک در کتاب درخت آسوریک و....
۵) داده گان ۳
۶) mao tun
۷) داده گان ۳، ص ۲۰۱
۸) نام یکی از کتاب های دکتر آریان پور
۹) از سروده های دکتر آریان پور، جزوه ی گفت و گوی نمایندگان روشنفکران آزادی خواه اروپا با ا. ح. آریان پور،چاپ برایتون انگلیس، آبان ۱۳۵۷، ص۱۴
۱۰) داده گان ۳، ص خ
۱۱و ۱۲ و ۱۳) ماهنامه چیستا، تیر ۱۳۸۶، جستار امیر حسین آریان پور، فرهنگ آفرین، فرهنگ پژوه و فرهنگ گستر،نوشته دکتر حبیب قاسم زاده، ص ۷۵۰ به بعد
۱۴) نگا: داده گان ۸
۱۵ و ۱۶) نام دو کتاب از استاد آریان پور
۱۷ و ۱۸) چیستا، پیشین
۱۹ و ۲۰ و ۲۱) نگا: داده گان ۹
۲۲) چیستا، همان.واژه های تاریک اندیشی، توده و دنباله روی در برابر: obscurentism, mass & followism
۲۳) تاریخ سوسیالیسم ها، گردانده ی دکتر عبدالرضا هوشنگ مهدوی، چاپ اول ۱۳۶۳، چاپ دوم ۱۳۶۶، نشرنو
۲۴ و ۲۵ و ۲۶ و ۲۷ و ۲۸) چیستا، پیشین
۲۹) نگا: داده گان شماره ۹

به نقل از نامه مردم، شماره 916، 21 اسفند ماه 1391

Top