حزب توده ایران

تأمین اجتماعی، بحران از کدام سو؟

گذشته از کاهش روزافزون خدمات درمانی تأمین اجتماعی و عدم پرداخت بدهی‌های آن به مراکز دارویی و درمانی، تأخیر در واریز حقوق بازنشستگان و مستمری‌بگیران این سازمان در ماه‌های اخیر که با اعتراض‌های پراکنده اما سازمان‌یافته بازنشستگان در مناطق مختلف کشور همراه بود، موجب شد تا بار دیگر، موضوع بحران در این سازمان و پی آمدهای امنیتی احتمالی آن برای نظام، محفل‌های مختلف حکومتی و ازجمله مجلس را به اظهارنظر دربارهٔ آن برانگیزد.

نارضایتی فزآینده واعتراض های سازمان یافته کارگران خبر از تعمیق جنبش کارگری دارد

رویدادهای اخیر بیانگر آن است که جنبش کارگری کشور از موضع تدافعی به موضع تهاجمی سیر کرده است. گسترش نارضایتی را حتی می‌توان در بدنهٔ "خانهٔ کارگر" مشاهده کرد. هم ازاین‌روست که، محجوب و دیگر سرکردگان این "خانه" که دیگر به‌هیچ‌وجه قادر به توجیه وضع موجود نیستند، هم‌چون گذشته، به تاکتیک همراهی محدود و موضعی با جنبش اعتراضی کارگران اما باهدف منحرف کردن مبارزات آنان روی کرده‌اند.

امنیت شغلی کارگران در رژیم ولایی

نابودی امنیتِ شغلی کارگران، کاهشِ فاجعه‌بار قدرت خرید زحمتکشان و بیکاری میلیونی آنان در سه دههٔ اخیر، نتیجهٔ اجرایِ سیاست‌های اقتصادی‌ای به‌منظور آزادسازیِ اقتصاد از سوی رژیم بوده است. اجرای قانون ضدملی "هدفمندی یارانه‌ها" به‌منظور آزادسازیِ قیمت‌ها- با ترفندِ "رونق تولید و ایجاد اشتغال"- در هشت سال اخیر، علاوه بر ویرانی تولید ملی کشورمان، اثرهایی ویرانگر بر معیشت زحمتکشان داشته است.

خصوصی سازی شرکت حمل و نقل خلیج فارس و بیکار شدن ِبیش از ۱۲۰۰ کارگر

در پی واگذاری سهام شرکت حمل‌ونقل خلیج فارس در تاریخ ۲۹ اردیبهشت‌ماه سال ۹۵ به شرکت بی‌نام و نشان "احیا گستر هرمز" از طریق سازمان بورس، دیری نپایید که این مجموعهٔ عظیم سود دِه با بحران‌های عدیده‌ای ساختگی- و به‌روایتی ناشی از سوءِمدیریت- روبرو شد، به‌گونه‌ای که اکنون بیش از ۱۲۰۰ کارگر شاغل در این مجموعه ضمن عدم دریافت ۸ ماه حقوق معوقه‌شان، با خطر بیکار شدن نیز روبرو شده‌اند.

بحران صندوق‌های بازنشستگی و تأمین اجتماعی در ایران

بعد از پرداخت سال‌ها حق بیمه به سازمان تأمین اجتماعی، "۶۷ درصدِ" بازنشستگانِ این سازمان "حداقل‌بگیرند"؛ و با حقوق بازنشستگی یک‌پنجمِ خط فقر و برای تأمین نیازهای زندگی خود، "۶۰ درصد" از همین "حداقل‌بگیرها"، دوباره مجبور به کار کردن می‌شوند. درحالی‌که دولت "۱۵۴ هزار میلیارد تومان" به سازمان تأمین اجتماعی بدهکار است، روحانی، در رابطه با اندوختهٔ کارگران در تأمین اجتماعی و در گزارشی از "عملکرد ۱۰۰ روزه دولت" خود، گفت: "یکی از برنامه‌های دولت این است که سازمان تأمین اجتماعی تمام بنگاه‌های اقتصادی خود را بفروشد و به مردم واگذار کند."

ضرورتِ مبارزهٔ متشکل و سازمان‌یافته با قراردادهای کاری موقت

گسترش قراردادهای موقت و یورش به امنیت شغلی کارگران، بخشی جدایی‌ناپذیر از سیاست‌های اقتصادی رژیم در طریق آزادسازی اقتصاد است. تحمیل قراردادهای کاری موقت به کارگران و نابود کردن امنیت شغلیِ آنان، سلاحی مؤثر رژیم در نقضِ فاجعه‌بار اندک ماده‌های حمایتیِ باقی‌مانده از قانون کار و یورش آشکار به منافع طبقاتی کارگران در سه دههٔ اخیر بوده است. رژیم با استفاده از سرکوب و اخراج، رژیم به تشکل‌های مستقل کارگران، به مزد و قدرت خرید کارگران یورش برده و چپاول منابع ملی آنان را زیر نام خصوصی‌سازی دامن زده است. اکنون پس از ویران کردن تولید ملی کشورمان و به‌وجود آوردن لشکری میلیونی از کارگران بیکار، با ترفند "هدفمندیِ یارانه‌ها"، به اندوختهٔ کارگران در سازمان تأمین اجتماعی نیز چشم طمع دوخته‌اند.                             

فراخوان کارگری

خبرگزاری مهر، ۱۷ مهرماه، از تشکیل سه کمیتهٔ "دستمزد"، "روابط کار" و "تغییر ساختار"، ذیل شورای‌عالی کار با هدف بازنگری روابط بین کارگر و کارفرما، بررسی، به‌روزرسانی و تدوین آیین‌نامه‌های مربوط به حوزه روابط کار خبر داد.

زنجیرهای استبداد بر پای فعالان کارگری

محمود صالحی، فعال کارگری، روز هفتم آبان در مقابل بیمارستانی در سقز توسط مأموران وزارت اطلاعات بازداشت و برای گذراندن دوره یک سال حبسش به زندان مرکزی سقز منتقل شد. وی روز ۱۲ آبان به دلیل تشدید بیماری قلبی‌اش به بهداری زندان و سپس به بیمارستان ”امام خمینی“ این شهر انتقال یافت و  در بخش مراقبت‌های ویژه بستری شد.

کارگاه‌های کشور، قربانگاه کارگران در پیشگاه محراب مقدسِ سودورزی

بی‌توجهی نسبت به پیشگیری از حوادث و بیماری‌های ناشی از کار در حقوق بین‌المللیِ کار از مصادیق جنایت علیه کارگران است. پانزدهمین و شانزدهمین کنگره جهانی فدراسیون جهانی سندیکایی که باید سران "خانه کارگر" و ازجمله علی ربیعی از آن به‌خوبی آگاه باشند، بی‌اعتنایی کارفرمایان و دولت‌ها به‌این مقولهٔ مهم در مناسبات کار را در ردیف جنایت برنامه‌ریزی‌شده دانسته است. بااین‌حال، هیچ روزی نیست که در کشور حوادث تأسف‌بار کار را در مقیاسی گسترده شاهد نباشیم، به‌گونه‌ای که امروز می‌توان گفت تمام کارگاه‌های تولیدی و خدماتی کشور به‌طورِ بالقوه به قتل‌گاه کارگران تبدیل شده‌اند.

ادامهٔ معضل اجتماعی کودکانِ کار و کودکانِ خیابانی تا به کی؟

کودکانِ کار، جمعیتی از کودکان جامعه‌اند که به‌دلیل فقر فزایندهٔ اقتصادی خانواده‌های زحمتکش در شهرها و روستاها، به‌جای رفتن به مدرسه ناگزیر به بازار کار رانده شده‌اند. برخی از آنان در خیابان‌ها به کار، یا به‌عبارت بهتر، به زباله‌گردی، تکدی‌گری، فروش اجناس بُنجُل و تن‌فروشی، اما سازمان‌یافته از سوی باندهای بزه‌کار، به‌کار گمارده می‌شوند. این بخش از کودکان کار و خیابانی غالباً در معرض انظار عمومی هستند. ازاین‌روی، هرسال برگزاری کنفرانس‌هایی درخصوص "ضرورت برخورد" با این معضل اجتماعی و به‌دنبال آن نیز بگیروبه‌بندهایی باهدف پنهان حفظِ زیبایی شهر یا به‌عبارت‌بهتر برای پنهان نگه داشتن آنان از انظار عمومی را شاهدیم.

Top